چرا مهاجرت می کنیم؟
چرا مهاجرت می کنیم؟
آنچه مسلم است فطرت انسانی کمال طلب است و سودای افزایش کیفیت زندگی، انگیزه ی اصلی و اولین دلیلی است که موجب تحرک، کار و تلاش جوامع میشود.تفاوتهای آشکار فردی شامل: باورها، سطح تواناییهای روحی و روانی، جهانبینی ،قدرت مواجهه با چالشها، نقاط قوت یا ضعف در قبال شرایط موجود، اجبارها و نهایتا دانش و اطلاعات، ترسیم کننده ی روند پیشرفت در زندگی آحاد جامعه است.
اگر نیک بنگریم بخوبی می توانیم تشخیص دهیم که هر کدام از عوامل برشمرده در بالا، به تنهایی می توانند مسیر متفاوتی را به جریان زندگی افراد، تحمیل کتتد مثلا برخی را درگیر مسیرهای ابهام آلود و پرچالش، کرده، برخی را محافظه کار و برخی را به قبول شکست و تسلیم در برابر مقدرات ناخواسته مجبور می کند و اینجاست که بوضوح می بینیم تفاوت نگرش چگونه نسخه ی مردم را می پیچد.
اولین گروهی که مهاجرت را به عنوان مسیر پیشرفت زندگی خود برگزیدند بخش مهمی از جامعه ی نخبگان بودند که نگرش جهانی را در رویکردها و سیاست های محدود و منطقه ای بر نمی تابیدند و پس از آن گروهایی از جامعه ی کارآفرینان پای بدین راه گذاردند که بلوغ خود را در ورای مرزها جستجو می کردند مرزهایی که باعث جدایی آنان از رشد جهانی شده بود. گروه سوم شامل جوانان تحصیلکرده و شایسته ای بود که در بستر ملی مجالی برای ظهور و بروز و شکوفایی استعدادهای خود نیافته و جولان نوکیسه گان برخوردار، به سرخوردگی هر بیشتر آنان منجر شده بود.
سه گروه بالا، گروههای مرجع یک جامعه بشمار میروند و بیراه نبود که با تداوم سیر فزاینده ی فشارها، دیگر گروههای اجتماعی نیز بتدریج به آنان تاسی کرده و غلط یا درست، خواستار مهاجرت شوند.
مهاجرت را هم می توان حرکتی به سوی بالندگی ارزیابی کرد و هم آن را به تغییری شدید در جهت گیری یک زندگی تعبیر نمود. بدیهی است که بروز یک چرخش ناگهانی، تبعات غیرمعمولی را به جریان زندگی تحمیل می کند.
در شرایط نرمال و منطقی، برای انتخاب بهترین گزینه های ممکن، ضرورت دارد نسبت به تخمین هزینه ها، ضایعات وارده و مخاطرات احتمالی در ازای برآورد منافع، اقدام شود هرچند بسیارند افرادی که دل به دریا زده و بی مهابا تنها بامید احتمالات مبهم رنج سفری را به خود تحمیل می کنند که هم می تواند به شکست مالی و عاطفی آنها منجر شده و هم برای بخشی از آنان به سفری بی پایان تبدیل شود.
تجربه ثابت کرده است که در هنگام بروز بحرانهای اجتماعی، کسب کار شاغلین مرتبط با موضوع بحران رونق پیدا کرده است و باعث شده تا افراد بیشتری به سمت چنین مشاغلی جلب شوند که البته خواه ناخواه شامل ابن الوقت ها و شیادان هم بوده است.
از آنجا که سیاست غالب کشورهای مهاجر پذیر، برون سپاری بسیاری از خدمات غیر حساس دولتی است، مقوله ی مشاوره و اقدام به تشکیل پرونده، به نیابت از متقاضیان مهاجرت را به وکلا و مشاورین مهاجرتی بخش خصوصی واگذار نموده اند. تربیت این وکلا، مبتنی است بر طی دوره های آموزشی نسبتا طولانی که ماموریت دارند ایشان را با اولویت ها و وسواس های کشور متبوع خود آشنا سازند و سپس با یک مکانیزم مناسب، خدمات ایشان را تحت نظارت و هدایت قرار دهند.
اصولا این دست وکلا کمتر برای جذب مخاطب، دست به تبلیغات میزنند اما در این میان همواره شاهد ظهور افرادی بوده ایم که به اشکال مجاز و حتی غیرمجاز، شرایط را مغتنم شمرده و فضای ملتهب جوامع هدف را آماج تبلیغاتی نموده اند که عموما با بزرگنمایی های غیرواقعی همراه بوده اند.
صرفنظر از حقیقی یا جعلی بودن مطالبی که در باره ی آسان بودن اخذ ویزای ورود به کشورهای پیشرفته، تبلیغ می شوند، باید توجه کرد که مشاورین نوظهور، در باره ی جریان زندگی پس از اخذ ویزا هیچگونه اطلاعات موثقی نداشته و اساسا هشیار ساختن متقاضیان را در دستور کار خود ندارند.
ترغیب متقاضیان به شناخت صحیح از موضوع مهاجرت و آگاهی بخشی مناسب است که قادر خواهد بود این چالش ملی را در مسیری هدایت کند که علاوه بر کاهش ضایعات وارده، باعث افزایش موفقیت و منافع فردی نومهاجرین و همچنین منافع ملی گردد.
مهاجرت چیست؟
در معنای عام، مهاجرت به مفهوم جابجایی مکان زندگی است که غالبا با هدف پیشرفت و افزایش کیفیت در سبک زندگی، شغل و کسب دانش و تجارب تکمیلی، صورت می پذیرد.
اما بخش قابل توجهی از جابجایی های جمعیتیِ سده های اخیر به دلیل "اجبار" بوده که معمولا در پی برخی تحولات منفی فردی یا اجتماعی، صورت پذیرفته است که از آن جمله میشود به نیاز به درمان بیماری و یا وقایع طبیعی مانند زلزله، آتشفشان، خشکسالی و غیره اشاره کرد و همچنین رخدادهایی غیرطبیعی مانند جنگ، کشورگشایی، بروز تنگناهای سیاسی، اقتصادی و غیره در همین راستا یعنی مهاجرت اجباری دسته بندی می شوند.
انگیزه ها، نقش مهمی در آغاز و ادامه ی جریان مهاجرت دارند اما آنچه باید نقش مهمی در تصمیم سازی برای مهاجرت ایفا کند، تفکر و کسب تسلط نسبی به ادامه ی جریان زندگیِ پس از مهاجرت و برنامه ریزی است.
بدیهی است که در مهاجرت های اجباری، مهاجرین فاقد اختیار هستند و عموما، گریز از وضعیت موجود مبنای اقدام آنان، بشمار می رود لیکن برای گروههایی که با هدف پیشرفت و متناسب سازی سبک زندگی، وارد گردشکار مهاجرت می شوند سهل انگاری و بی برنامگی، غیرقابل قبول است.
اخیرا، صاحبنظران این حوزه شاهد ظهور حجم چشمگیری از متقاضیان مهاجرت بوده اند که کوچکترین چشم انداز واقع گرایانه ای نسبت به آغاز زندگی در یک جامعه ی جدید ندارند.
انگیزه ی اصلی این جامعه، همانطور که در سطور ابتدایی مقاله بدان اشاره شد، ابتدا واکنش به فشارهای اقتصادی و اجتماعی بوده و سپس تبعیت و تاثیرپذیری بی هدف از دیگرانی بوده که قبلا مهاجرت را بعنوان راه حلی برای این دست مشکلات، برگزیده اند. در این میان، فشارهای جعلی و تبلیغات گسترده ی سوداگران این حوزه هم بدون تاثیر در چنین اقبالی نبوده اند.
غلامرضا ریحانی بزرگ
16/12 2023