حذف مافیایی های کوچک دولتی راهگشای اصلاحات کلان ملی است.
حذف مافیایی های کوچک دولتی راهگشای اصلاحات کلان ملی است.
خیمه سنگین بخش دولتی بر پیکر بخش خصوصی همچنان ادامه دارد و در ادامه دوران سخت تحریم و کرونا، باید منتظر گسترش نبردی نفس گیر برای تنازع بقا! باشیم.
اندازه و حجم بدنه دولتی بسیار بزرگتر از آن است که بودجه ناچیز سالیانه، هزینه ها و درخواست های رو به تزاید آن را تکافو نماید هر چند که بالغ بر نود درصد بودجه کشور، بودجه هزینه های جاریست و سهم بخش عمران آن هرسال به صفر نزدیکتر می شود. به رغم فقدان تناسب معنادار بین جمعیت کشور و تعداد شاغلین در بخش دولتی، به جای تلاش در کوچک سازی این بخش، شاهد بزرگ و بزرگتر شدن آن در دهه های گذشته بوده ایم.
در فرهنگ اقتصاد خرد، چنین حجم تقاضایی برای ورود به یک بخش اقتصادی، موید وجود یک بازار بسیار بزرگ است که تجار آن دارای حاشیه سود حداکثری و البته حاشیه امن سرمایه گذاری می باشند اما با یک نگاه به بودجه سالیانه، می توان دریافت که مبالغی که در قالب حقوق و مزایا، به این بخش تزریق می گردد علی الاصول نه تنها نمی تواند موجب یک چنین استقبالی شود بلکه اگر قرار باشد که ایشان به چنین منابع محدودی اکتفا کنند با توجه به گسترش دائمی توقعات و اشتهای جامعه ی شاغل در بخش دولتی، باید تا حالا شاهد رقابت های خونینی می بودیم! اما مدتهاست که در نهایت شگفتی، روابط رقبا لطیف تر و شاعرانه تر شده است!
این معما فقط می تواند یک تفسیر داشته باشد و آن سرریز شدن و خروج دسته ای از کارکنان بخش دولتی از رسالت اصلی خود یعنی امور تقنینی و نظارتی است و همبستگی! داخلی در تشکل یافتن گروه های خودسر به سمت گسترش تسلط بی قاعده به منابع ملی با سوءاستفاده از قدرت حاکمیتی!
این به معنای افول و بعضا حذف بخش خصوصی از تمامی حوزه های اقتصادی کشوری است و بیانگر طلوع اقتصادی غیر رقابتی و وابسته به رانت. هر چند که این پدیده سالهاست که در کشور، خودنمایی می کند و همواره بخش بی پناه خصوصی را به مبارزه طلبیده است بخشی که اکنون به جرات می توان گفت دیگر وجود خارجی ندارد و نشانه های مختصری نیز که از این بخش به چشم می خورد تنها نمای بیرونی بخش اقتصادی تمام دولتی یا به زبان بهتر، خصولتی! است.
ماهیت غولی که از چراغ جادو درآمده است، ایستا و قانع، ارزیابی نمیشود و محدود به هیچ قلمرویی نیست همانطور که در سنوات ماضی، شاهد بوده ایم که دائما در حال بزرگتر شدن بوده است.
این جریان با در اختیار داشتن قدرت حاکمیتی در قلمرو مسئولیت خود، قائل به هیچ مرز و محدوده ای نبوده است و تنها برخی از ارزشهای انسانی و اجتماعی، مانع افسار گسیختگی آن می شده اند اما بدنبال سخت شدن جریان منابع، حداقل در یک دهه گذشته، دیگر عناصری مثل آبرو، وجدان، اخلاق، تعصب دینی و وطن پرستی، بازدارنده محکم و قابل اتکایی محسوب نمیشوند و اینگونه شد که غول داستان، افسار پاره کرد و به تاخت و تاز در منابع کشور پرداخت، اختلاسهای کوچک و بزرگ یک به یک، چهره نشان دادند و عوارض ناخوشایند خود را به روابط اجتماعی نیز تسری دادند. کسبه ی جزء نیز با این الگوی باطل، برای اجتماع خود شمشیر کشیدند آنگونه که امروز همان عوارض اجتماعی دامن بانیان ناپاکی را هم گرفته است.
جاروی برقیِ پلنگ صورتی! همه چیز را پاک می کند. هرچیزی را، از کوچک تا بزرگ، حتی دست آخر خودش را هم میخورد! چشم انداز خوبی بر آینده، متصور نیست. گرگها با هم به شکار میروند و با تعاون! شکار خود را زمین میزنند و می دِرند اما اگر منابع شکار محدود شد از دریدن و خوردن یکدیگر هم ابایی نمی کنند. هشدار که انتهای این راه کانیبالیسم یا همنوع خواری است.
غلامرضا ریحانی بزرگ
21/09/2020