دفاع از ارزش های صنفی و گروهی چرا و چگونه؟

مهم ترین رسالت یک تشکیلات صنفی دفاع از ارزشهای صنف قلمداد می گردد و جهت گیری و چگونه پرداختن یک تشکل صنفی به چنین رسالتی تعیین کننده مطلوبیت ها و دستاوردهای مورد انتظار تشکل است. سنجش و ارزیابی دقیق میزان موفقیت یک تشکل صنفی، ملاک واکنش های منفی یا مثبت اعضای یک صنف نسبت به عملکرد اعضای هیئت مدیره منتخب شان است و تعیین کننده ضرورت پشتیبانی اعضا یا اصرار به  ایجاد تغییرات در منتخبین است.

برای پرداختن به این مهم بدوا باید لوازم سه گانه فرایند ارزیابی فراهم گردد که به ترتیب زیر بدانها می پردازم:

1)      تعیین معیار: صحت عمل هر ارزیابی، وابستگی تام و تمام به صحت انتخاب یک معیار یا استاندارد مناسب دارد و تعیین عیار مناسب نیز ضرورت شناخت عناصر ماهوی قابل ارزیابی را نمایان می کند تا بتوان استاندارد مورد نظر را واقع بینانه تعیین نمود و ذکر این مطلب هم ضروریست که اگر استاندارد مربوطه با ایده ال گرایی و بدون توجه به مولفه هایی که جبرا بر موضوع قابل ارزیابی تأثیر گذار است، طراحی شود ارزیابان را به خطا خواهد برد.

2)      تعیین ارزش های قابل ارزیابی: ارزش های صنفی شامل ارزشهای مادی و ارزشهای معنوی است. ارزش های مادی را می توان در یک سری از موارد جستجو کرد که از آن جمله، اقدام مستمر به شفافیت و تعریف هزینه و فایده عملیات صنفی، اهتمام به ارتقای درآمدهای مشروع اعضا، اقدام به سرمایه گذاری به موقع در مقاطع حساس با توجه به ضرورت های عندالزوم، مدیریت ورود و خروج اعضا، تأمین مالی متناسب با نیازهای راهبردی، فراهم آوردن ساز و کار حمایت مالی اعضا از صنف فارغ از تبعیض و تضییع حقوق اعضا، فراهم آوردن ساز و کار کنترل و نظارت عملکرد اعضا  و ... ارزش های معنوی عبارتند از ترسیم مسیر بالندگی صنفی، تشخیص صحیح و به موقع مصالح صنف، همت در ارتقای جایگاه و اعتبار اجتماعی صنف و اعضای آن، ممانعت از دست اندازی نااهلان به منافع گروه صنفی، ارتقای مستمرسطح کیفی قوانین ناظر بر مدیریت تشکیلاتی، ایجاد ارزشهای جدید و متناسب با رسالت گروه و شاید مهمتر از همه جدیت در پیگیری موارد تا حصول نتیجه.

3)      ارزیابی بهره وری ابتدا و پایان دوره: پس از تعیین فهرست ارزشهای قابل ارزیابی و تعیین استاندارد مربوط به هر آیتم و در نهایت مشخص نمودن بازه زمانی ارزشیابی، آنگاه می توان در ابتدای دوره زمانی انتخاب شده، نسبت به ارزیابی هر ارزش تعیین شده اقدام کرد و حاصل ارزیابی را به صورت کمی درآورده و ثبت نمود.

همین فرایند را  مجددا در پایان دوره زمانی به مورد اجرا گذاشته و در نهایت خروجی حاصله را با خروجی ارزیابی ابتدای دوره قیاس و اقدام به استنتاج نهایی نمود.

اعتبار ارزشیابی را چگونه تشخیص دهیم؟

همانطور که گفته شد انتخاب شاخص استاندارد، نقش مهمی را در ارزیابی ایفا می کند و لازم است کلیه شرایط نظیر محیط اقتصادی، محیط اجتماعی، قوانین موضوعه، هنجارهای فرهنگی، واکنش رقبا، امکانات و محدودیت های مادی و غیر مادی، حدود قدرت قانونی انجمن و دیگر موارد موثر، در شکل گیری استاندارد لازم به کار گرفته شوند.

بدیهی است که انتقاد از عملکرد هر فرد گروه و انجمنی، بدون در اختیار داشتن استاندارد ارزیابی صحیح و با اتکای صرف به سلایق شخصی و توقعات غیر ممکن و رویایی، قابل دفاع نمی باشد.

 وقتی استاندارد یک منتقد، سلیقه شخصی باشد تبعا  اطلاعات ضروری و کافی در مورد چند و چون موضوع مورد نظر در اختیار نداشته و در نتیجه ارزشیابی صورت گرفته کاملا فاقد اعتبار و روایی می باشد.

در بسیاری از موارد، اساس انتقادات مطروحه بر حب و بغض های شخصی استوار می گردد مثلا عملکرد فرد یا گروه مورد انتقاد به نوعی با منافع شخصی منتقد در تعارض است یا موفقیت آن فرد یا گروه زمینه ساز ضرر و زیان مادی یا معنوی منتقد را ایجاد می کند و یا منتقد قصد تصاحب موقعیت فرد یا گروه مورد انتقاد را دارد و یا بسیاری از اشکالات دیگر که می توان با منشا سلیقه شخصی، نام برد.

بنا به سطح نفوذ منتقدان و میزان بهره بردن ایشان از ضعف های فرهنگی یا ضعف های اقتصادی جامعه متبوع، انتقادات مطروحه با مقاصد ایضایی و حذفی می تواند به ایجاد موجی از انتقادات تبعی در جامعه مورد نظر منجر گردد که در حقیقت می توان از آن به عنوان انتقادات جناحی نام برد. در محدوده انتقادات جناحی، هواداری از انتقاد، مستند به ادله متقن و استدلال نیست و تنها متکی به پیروی از گروه مرجع میباشد. بسیاری از منتقدان در این سبک، به دلیل انتقاد خود واقف نیستند و فقط میدانند که به فرد یا گروه مورد نظر انتقاد دارند  بنابراین تنها پایانی که بر انتقاد خود متصور هستند، سقوط و اضمحلال رقیب است و بسیار واضح است که استدلال رقیب محلی از اعراب نداشته و گوشی بر آن شنوا نیست.

استراتژی انتقادات جناحی غالبا کاربرد سیاسی دارد و هدفگذاری آن صرفا تلاش جهت تخدیر اذهان عمومی است و لوازم آن نیز  وجود فرد یا افرادی به عنوان محرک است که مستقیما با افراد مورد انتقاد، تضاد منافع دارند و گروهی که صرفا نقش متحرک را ایفا می کنند آنچنانکه اخیرا نمود آن در جامعه و امور سیاسی کشور به چشم خورد. اشاره من به جلسات استیضاح وزرا و رئیس دولت یازدهم در مجلس شورای اسلامی است که متاسفانه شاهد بودیم سخنرانی مخالفان هر وزیر قبل از اینکه به توضیح خواستن در باره موارد بپردازد و سوال کننده یا سوال کنندگان به محتوای پاسخ ارائه شده توجه دقیق نمایند مانیفست های سرشار از شانتاژ، اتهام و تخریب را مشاهده کردیم که ظاهرا هیچ ربطی به متن رسمی استیضاح نداشت و بی توجهی محض به ادله و پاسخ های ارائه شده از  سوی نمایندگان سوال کننده، به طرز رقت آوری بیان کننده رفتاری سیاسی و فاقد تفکر مبتنی بر منافع ملی بود.

                                                                                                   غلامرضا ریحانی بزرگ

                                                                                                         21/06/1397