استراتژی طرح ادبیات طلبکارانه
استراتژی طرح ادبیات طلبکارانه
این استراتژی معمولا در راستای کسب قدرت سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی کاربرد دارد و هدف آن ایجاد شبهه در عملکرد فرد، گروه و یا یک حکومت است که از وجاهت نسبی اجتماع متبوع، برخوردار است. شبهات ادعا شده می توانند واقعیت داشته باشند یا از اساس، زائیده تخیل رقیب باشند لیکن بدیهی است که در کارنامه عملکرد هر مدیر نقاط سایه روشنی وجود دارد و این سایه روشن ها بیانگر نگرش مدیر به مسائل موضوعی است. نگرش شخصی یا گروهی، تعیین کننده ی خط مشی و به عبارت بهتر شناسنامه فرد یا جمع مورد نظر است. رقبا معمولا می توانند این سایه روشن های رقیب را دست مایه ی بی کفایت نشان دادن آنها قرار دهند.
معمولا اداره امور سیاسی یک کشور دمکراتیک در اختیار دو یا چند جناح سیاسی است که جهانبینی و گرایش های رفتاری بخش اعظم جامعه را نمایندگی میکنند. مثلا، نقطه قوت حزب دمکرات آمریکا در پیشبرد منافع ملی، جنبه ی مدارا و دیپلماسی است اگرچه امکانات قوه قهریه را نیز در اختیار دارد ولی معمولا به شکل مستقیم از آن بهره نمی برد و در مقابل، مهارت حزب جمهوریخواه، در اعمال قدرت و به کار بردن مستقیم پتانسیل نظامی و قدرت اقتصادی است ولی در عین حال ابزار دیپلماسی را نیز در اختیار دارد که از اولویت برخوردار نیست.
زمانی که حزب غیرحاکم با انتخاب استراتژی ادبیات طلبکارانه، وارد مبارزات انتخاباتی می شود، بدون حتی یک سر سوزن توجه به توفیقاتی که حزب مقابل در زمان صدارت خود کسب نموده است تلاش می کند با بزرگ نمایی سایه های هرچند اندک، نقاط روشن را تحت الشعاع قرار دهند.
این استراتژی، سه بخش از جامعه را هدف قرار میدهد. در وهله اول با وارد کردن شوک به بخش اصلی و تأثیرگذار جامعه، یعنی گروهی که غالبا پیرو هستند و تمایلی به حضور در قدرت ندارند این حس را القا می کند که حزب حاکم عملکرد ضعیفی دارد و شایسته ی قدرت اول بودن نیست و پیرو ایجاد نگرانی در این دسته و بسته به قدرت تبلیغات خود، حداقل برای یک زمان معین، احساسات ایشان را در اختیار می گیرد.
دسته دوم جامعه که تحت تأثیر این استراتژی قرار می گیرند هواداران و دست اندرکاران گروه رقیب یا حزب حاکم هستند که در کوتاه مدت، خلع سلاح شده و چاره ای جز انفعال، لااقل برای یک مدت کوتاه ندارند. این دسته چون مورد اتهام قرار گرفته اند تا زمانی که ابزار اثبات حقانیت خود را فراهم نکنند زبانشان کوتاه است و در این شرایط حتی اگر دست بالا را هم داشته باشند با استدلال نمی توانند احساسات دسته اول را کنترل کنند و ناچار هستند تحمل کنند تا بخش مهمی از حقانیت ایشان را زمان اثبات کند. در واقع نسخه برخورد با چنین چالشی، زمان است چون دیر یا زود افرادی که تحت تأثیر شوک اولیه، به حزب حاکم بدگمان شده اند از حالت شوک خارج شده و قضاوت عادلانه و منطقی تری از خود نشان خواهند داد. حزب حاکم باید بداند در زمان بروز چنین چالشی، با واکنش احساسی یا اصرار و استدلال نمی تواند حتی یک سر سوزن کاستی و قصور مورد ادعای رقیب را توجیه کند هر چند که هم رقبا و هم جوامع هدف تبلیغات به این امر وقوف دارند که تنها نامه نانوشته غلط ندارد و خود نیز از اشتباه و قصور مبری نیستند اما در این مقطع صلاح اینست که رقبای مروج تبلیغات، بیشتر به ادعاهای خود بپردازند در حالی که قدرت تفکر و ابتکار عمل را نیز از بدنه اصلی جامعه، موقتا سلب کرده اند.
به همین دلیل است که عاملین استراتژی طرح ادبیات طلبکارانه، مجبور به مهندسی زمان هستند تا بتوانند از چالشی که ایجاد کرده اند حداکثر بهره برداری را داشته باشند و در صورت ناتوانی در کنترل عامل زمان، شرایط به نفع رقبایشان تغییر خواهد کرد.
اما دسته سوم جوامع هدف، آنارشیست ها هستند که تنها در شرایط هرج و مرج امکان بروز و ظهور دارند. ایجاد چالش، می تواند نیروی این دسته را در راستای اهداف خواستاران تغییر، قرار دهد. این افراد معمولا هیچ دلیلی برای به آشوب کشانیدن جامعه ندارند و به غیر از ارضای احساسات درونی، گرایشهای فکری خاص و کم طرفدار یا تخریب هردو جناح اصلی، هدف خاصی را دنبال نمی کنند یعنی نه عملکرد مثبت برایشان مهم است و نه عملکرد منفی.
البته این دسته هیچ مشروعیتی نیز نزد بدنه اصلی جامعه و بخصوی دو جناح رقیب، ندارند لیکن ابزار مقطعی و بسیار مهمی برای گروه خواستار تغییر به حساب می آیند. اما عامل زمان برای این دسته نیز بسیار تعیین کننده است. اگرچه این دسته جلودار تخریب و بلوا هستند لیکن به دلیل برائت عقلای هر دو دسته رقیب از هرج و مرج و آشوب، تاریخ انقضای آنان به مراتب سریعتر از هر بخش دیگری است.
پایداری زمان فلج کردن قوه ادراک جامعه ی هدف، نقطه ثقل این استراتژی محسوب شده و همانطور که تأکید شد موفقیت این استراتژی در گرو سرعت عمل عاملین آن می باشد و ضرورت دارد قبل از اینکه جوامعی که هدف بمباران تبلیغاتی قرار گرفته اند هشیاری خود را بازیابند و بر اساس واقعیتها قضاوت کنند، عاملین استراتژی، قدم بی بازگشت و تأثیرگذاری را در کسب قدرت، برداشته باشند و به بخش اصلی جامعه که همان دسته اول هستند مجال تجدید نظر عقلایی ندهند، در غیر اینصورت، رقابت را باخته اند و باید نظاره گر قدرت گرفتن هرچه بیشتر رقیب خود باشند.
غلامرضا ریحانی بزرگ
24/06/2018