در جریان حدوث انقلاب شکوهمند اسلامی و دوران پس از آن تاکنون و فراز و نشیب های بی شماری که در خلال این سالها، رویت و تجربه کرده ایم، رد پای پیشرفتهای ملی بعضاً چشمگیر علمی، سیاسی و اقتصادی به وضوح، قابل رویت است و این امر از یک طرف مرهون همت ملی است و از طرف دیگر اشاره به درایت جامعه در  بهره برداری ازتبدیل تهدیدها به فرصت های تاریخی، می نماید.

روند این حرکت بالنده، بیانگر ادراک آحاد جامعه نسبت به مسئولیت های خود است و نویدبخش ادامه ای مبارک در تکوین و تکمیل آن به منظور ایفای وظایف فرد نسبت به اجتماع می باشد.

بدیهی است که در جریان تکامل، به تدریج شاهد ظهور الزاماتی جدید هستیم که ضرورت دارد مورد امعان نظر قرار گیرد تا علاوه بر اینکه به شتاب پیشرفت، خدشه ای وارد نشود زمینه هرز رفتن تلاشها نیز هرچه محدود تر گردد.

نگرش سیستمی تضمین کننده گرد آوری تمامی تحرکات جامعه در یک مسیر هدفمند می باشد و باعث می گردد که با رصد جامع همه عناصر مرتبط و تشخیص دارائی های مازاد و تعیین کمبود های موجود، پتانسیل های کشور به مسیر شایسته و اثربخش، هدایت شوند.

این نگرش با فراهم آوردن ساز و کار ممانعت از فعالیت های موازی و مازاد بر نیاز جامعه، منابع و سرمایه های ملی را به سمتی هدایت می کند که باید در آن مستقر باشد.

اتکال به مدیریت سیستمی، مترقی ترین رویکرد ممکن می باشد و لازم است تا جهت گیری مناسبی را در این زمینه داشته باشیم.

سرمایه انسانی، گسترده ترین و استراتژیک ترین منبع ملی به شمار می رود که زیرساختی اساسی بر توسعه دیگر بخشهای اقتصادی، قلمداد می گردد و بنابر این شایسته است که با اندیشیدن و کنار هم قرار دادن تمامی مولفه های تأثیر گذار بر آن، از بنیاد تا به فعلیت درآمدن، زمینه ساز بهره مندی جامعه از مواهب آن، باشیم.

ترسیم سیر شایسته تطور منابع انسانی، به شرح زیر، می تواند چشم انداز مناسبی را به مسئولین ذیربط جهت سیاست گذاری مناسب بدهد:    

1) عملیات مربوط به قبل از تولد:

1-1- مشاوره بهداشتی قبل از بارداری

2-1- بهداشت روانی والدین

 3-1-  تغذیه و رفتار مناسب والدین در زمان بارداری

4-1- امکانات کلینیکی مناسب جهت وضع حمل

2) عملیات مربوط به قبل از سن آموزش:

1-2- تغذیه مناسب کودک

2-2- آرامش محیط خانواده

3-2- ارتقای سطح سواد والدین

4-2- خدمات بهداشتی

3) عملیات مربوط به آموزش و پرورش:

1-3- تعلیم، تربیت و انگیزش

2-3- تحلیل و تأمین نیاز های آموزشی

3-3- آموزش و پرورش هدفمند

4-3- خدمات مشاوره ای

5-3- تحلیل مستمر نیازهای مهارتی و تخصصی کشور و برنامه ریزی سامانه کلان آموزشی کشور در حوزه آموزش عالی و آموزش های مهارتی و کاربردی

4) عملیات بهره برداری از سرمایه انسانی:

1-4- تحلیل مشخصات فردی و هدایت شغلی

2-4- تحلیل مستمر و برنامه ریزی جهت تأمین نیازهای شغلی

3-4- تامین امنیت شغلی

4-4- حمایت های اجتماعی

    

روشهای قدیمی اداره خانواده، مبتنی بر ازدیاد بدون ضابطه موالید بود و غالباً والدین از چگونه بزرگ شدن فرزندانشان بی اطلاع بودند و در موارد متعددی، عدم هدایت و حمایت موثر خانواده، سلامت فیزیکی و بهداشت روانی فرزندان را دچار چالش و از طرف دیگر مدیریت نقش فرزندان را در ترکیب زندگی اجتماعی آینده، با توجه به اهدف الزامی جامعه، از والدین سلب می نمود و حاصل آن چیزی جز تحمیل ضایعات فراوان به نیروی انسانی خدادادی نبود، لذاست که این روشها دیگر نمی تواند نسخه امروز مدیریت اجتماعی باشد و برای رعایت اصول توسعه پایدار، معطوف نمودن توجه مدیران و برنامه ریزان، به ساختار نسل آتی ضروری است.

 فرآوری نیروی انسانی فعال، با نشاط و دارای انگیزه، فرایندی است به گستردگی مراحل چهار گانه فوق الاشاره و کیفیت مطلوب آن تابعی است از نحوه اهتمام مدیران جامعه به این موارد.

از زاویه نگرش برخی از صاحب نظران، امکان نگاه استراتژیک و سیستمی مطلوب نظر، وابسته به مواردی نظیر امکان هزینه کرد و دارا بودن منابع گسترده می باشد، و این موضوع را به عنوان مانعی بزرگ در برنامه ریزی جامع منابع انسانی قلمداد نمایند و شاید به نوعی بهانه ای برای طفره رفتن باشد.

اما واقعیت امر اینست که نه تنها کشور، در زمان حاضر از نظر منابع، کمبودی ندارد بلکه به روایتی می توان گفت بسیار بیشتر از نیاز خود هم در اختیار دارد چرا که بارها شاهد اختصاص منابع مالی کلان و در خور تأمل به طرح های ضربتی اشتغالزائی بوده ایم که به دلیل نقصان در بنیان استراتژیک، نه تنها برای رسیدن به اهداف تعریف شده خود، راه به جائی نبرده بلکه با دامن زدن به افزایش نقدینگی در سطح جامعه، زمینه ساز بروز اختلال در دیگر زیرساختهای اجتماعی شده اند.

منطقاً محرز است که کارکرد و دلیل واقعی اجرای طرح های عمرانی ضربتی، فعال نشان دادن مسئولین منفعلی است که انگیزه ای برای اعتلای ملی ندارند و فقط طولانی تر کردن تسلط خود را بر منابع، دنبال می کنند.  

کسانی که به طرح های ضربتی دل خوش می کنند، در واقع کشور و منابع ملی را به شکل مجمع الجزایری قلمداد می کنند که فقط برخی از این جزایر برایشان مهم است، به عبارت بهتر، نگرشی دقیقاً مقابل نگرش سیستمی دارند. پیروان این نگرش، موفقیت های موضعی را هدف گرفته، بدون اینکه تأثیر پذیری مخرب بخش های دیگر جامعه را مطمح نظر قرار دهند، و هزینه های تحمیلی بر این بخش ها که در کانون توجه نیستند را محاسبه کنند. در چنین فضائی است که شاهد هستیم، برآیند نیروهای کشور به سمت صفر میل می کند و  کلیه زحمات انجام شده شامل، زمان، سرمایه و انرژی های صرف شده توسط اسلاف ایشان، بی ثمر و حاصلی نابود خواهند شد.

متأسفانه فعالیت های انجام پذیرفته در مقوله بهره وری از سرمایه انسانی ملی نیز، همچون دیگر بخش ها با گرفتار شدن در چنین گردابی، ابتر مانده و راه به جائی نبرده است و تاکنون شاهد برنامه ای جامع و یا حداقل میان مدت در این باره نبوده ایم.

غلامرضا ریحانی بزرگ

20/03/1392